بی تابیم از عشق شرر بار من است *** در مکتب عشق این سر بیمار من است...

مستند حیات وحش (حیات) مستند حیات وحش (حیات)
محبوبترین و جدیدترین مستند جهان
کیفیت عالی زیرنویس فارسی اورجینال
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 19 بهمن ماه سال 1388
دیر آمدم دیر آمدی

دیر آمدم اما اگر زودتر می آمدم شاید نمی ماندم زیاد 

دیر آمدم اما اگر دیرآمدم با کوله باری آمدم با هر چه دارم  

دیر آمدم اما خودت گفتی نیا زودتر چون تاب ماندن را نمی داشتم 

دیر آمدم اما هم اکنون با دلی مجنون به سویت آمدم 

آمدم تا نغمه هایم را چنین سامان دهی 

قصه های بی سر و ته را خودت پایان دهی 

درد هجرانت کشیم باز هم خواهم کشید 

گر تو می خواهی به خاک و خون دلم خواهم کشید 

*** 

دیر آمدی برگرد صاحب دارد اینجا 

سرمنزلی ویران ولی می آید اینجا 

دیر آمدی جایی دگر باقی نمانده 

تنهاییم در حسرتی فانی نمانده 

دیر آمدی برگرد از راهی که باید  

آنکس که می گفتت بیا ما را نشاید 

دیر آمدی مجنون به لیلایش رسیده 

در منزلش نی لیک بر کویش رسیده 

دیر آمدی مستانگی هایم نگون شد 

هرگز نگیرم جام غیر از دل برون شد 

جمعه 16 بهمن ماه سال 1388
زینب باز می گردد

امروز زینب پس از 40 روز به نزد حسینش بازمی گردد

همینجا بود که حسینم را شهید کردند

همینجا بود که سقا را از پا درآوردند

همینجا بود که شش ماهه را در خون خود شناور کردند

همینجا بود

همینجا

یا صاحب الزمان، آقا جان یعنی می شود که من هم برای تو به خاک و خون کشیده شوم

در راه عشق تو

انشاءالله

هر لحظه در انتظارت می گذرد...

پنجشنبه 15 بهمن ماه سال 1388
عروسک سخن گو

چرا وقتی باهات حرف می زنم فقط گوش می کنیو دیگه جواب نمی دی.

منکه گفتم از من هیچ انتظاری نداشته باش، از من هیچ کاری بر نمیاد. هیچ کاری که نه اما بیشتر از اینکه همش بگم جون هرکی دوست داری منو ول نکن کاری ازم ساخته نیست.

اصلا به من چه می خواستی منو درست نکنی. می دونی چیه من همون آش کشک خاله ام... .

نخند دارم باهات جدی حرف می زنم. آخه وقتی می خندی قند تو دلم آب میشه دیگه نمی تونم هیچی بگم. فقط باید بشینم و نگات کنم. آخه تو به این نازی، مهربونی، خوشگلی. دلت میاد منو تنها بذاری. دلت میاد قلب منو بشکنی. آخه مگه خودت نگفتی منو واسه خودت می خوای. خوب تو هم خوب ازم نگهداری کن دیگه. اگه از دستت بیفتم کثیف می شما. وقتی هم زشت شدم دیگه منو بر نمی داری. اونوقت میشم بازیچه دست کسایی که منو خراب می کنن. هنوز اونقدر زشت نشدم که منو دور بندازی اگه بخوای می تونی همین چندتا لکه رو هم ازم پاک کنی.

چهارشنبه 23 دی ماه سال 1388
تو فقط نشانه بودی

ز چراغ عشق روشــــن کردی تو سرای قلب تاریـــکم را

به خیال خود دلم را  مســـــرور ز نگاه خود ســـراپایم را

تو محـــبتم چشــاندی یک دم که به زندگانی ام باز آری

ســر بی رهم به راه آوردی دل بی نشـــان زمعبــودم را

تو فقط نشـــانه بودی اما به خیــــــال ره نگــــاهت کردم

به اســـارت چـراغی بردی دل بی خبر ز خورشــــیدم را

همه آرزویم این شد شب ها که خبر رسد مرا از صبحی

که به عشقش از درون برخیزم برهم چراغ پی سوزم را

...

پنجشنبه 17 دی ماه سال 1388
تنهایی را دوست دارم

تنهاییم را دوست دارم چون تو در تنهایی منی

تنهاییم را دوست دارم چون هیچ کس در آن نیست

تنهاییم را دوست دارم چون تو را توانم دید

تنهاییم را دوست دارم چون تو را توانم شنید

تنهاییم را دوست دارم چون عطر تو را توانم بویید

تنهاییم را دوست دارم چون تنها ترین رفیق من است

تنهاییم را دوست دارم چون سنگ صبور من است

تنهاییم را دوست دارم چون دنیای دیگری را در آن می بینم

تنهاییم را دوست دارم چون تو تنهاییم را دوست داری

پنجشنبه 19 آذر ماه سال 1388
سگ شانسی

امروز 5شنبه

روز خوبی بود چون صبح مه تموم شهرو گرفته بود و تا عصر همون طور بود.

اما اصلا شب خوبی نیست چون هیچکس پیدا نشد که با هم بیرون بریم یا تفریح کنیم.

شاید برم باشگاه یه سری بزنم.

خیلی حالم گرفتست.

اصلا خوب نیستم.

اینم از تعطیلی من.

به این میگن سگ شانسی...

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    صفحه بعدی